خانه / فیلم و سریال / آشغال‌های دوست‌نداشتنی

آشغال‌های دوست‌نداشتنی


آشغال‌های دوست‌نداشتنی

سانسور و توقیف نباید باشد. هر اثر هنری‌ای باید اجازه‌ی دیده شدن داشته باشد و تصمیم‌گیری درباره‌ی خوب و بدش می‌ماند برای تاریخ. این از این. صاحب اثر هنری هم حق دارد کاری کند که اثرش دیده شود. اگر اثرش توقیف یا سانسور شد، باید تلاش کند نجاتش بدهد. تا این جا هم مشکلی نداریم. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که مظلوم‌نمایی و فرصت‌طلبی با «تلاش برای دیده شدن اثر» قاطی می‌شود. شش سال آزگار است که ما ماجراهای کارگردان آشغال‌های دوست‌داشتنی را برای رفع توقیف فیلمش می‌شنویم. تا قسمت‌هایی از این اعتراض‌ها را هم قبول می‌کنیم اما از جایی به بعد، چیزهای دیگری وارد قضیه می‌شوند که مطمئن می‌شویم ماجرا فراتر از «تلاش کردن» است. حرف‌های لوس و حرکت‌های بی‌مزه و اعتراض‌های «تابلو» دیگر تلاش کردن نیست، اجرای شو و نمایش است. وقتی هم که فیلم را می‌بینید، بیش از پیش به این موضوع پی می‌برید. از چند دوست منتقد که بسیار قبول‌شان دارم و نمی‌خواهم اسم‌شان را بیاورم تعجب می‌کنم که از چنین فیلمی دفاع کرده‌اند و سر ذوق آمده‌اند که: این فیلم درباره‌ی دوستی و کنار آمدن و فلان و بهمان است.

فیلمی که تنها یک ایده‌ی مرکزی بامزه دارد که به درد کار کوتاهی ده الی پانزده دقیقه‌ای می‌خورد و بس. مضمون دوستی و کنار آمدن آدم‌ها با هم با هر خط فکری، باید در داستان نمود داشته باشد. اما این جا با چند قاب عکس و یک پیرزن طرفیم که مدام حرف می‌زنند و حرف می‌زنند و خبری از سینما نیست. چه‌قدر می‌شود این حرف‌ها را تحمل کرد؟ چه‌قدر می‌شود بدون این که چیزی ببینیم، فقط بشنویم؟ چه‌قدر شعار و شعارپردازی؟ از آن طرف، حرکت کسانی که چنین فیلم بی‌نمک و بی‌سروتهی را شش سال توقیف می‌کنند هم واقعاً عجیب است. اتفاقاً آن‌ها با این کارشان باعث شدند، فیلم هم بیش‌تر دیده شود و هم فروش نسبتاً خوبی بکند که اگر همان زمان اکران می‌شد، احتمالاً به این چیزها دست نمی‌یافت. کارگردان هم بدش نمی‌آمد حالا نه شش سال، ولی یکی‌دو سالی در توقیف بماند تا حسابی تنور را گرم کند! اسیر دست آدم‌هایی شده‌ایم که می‌خواهند با فضاسازی به نتیجه برسند، چه ننربازی هنگام گرفتن جایزه باشد، چه یقه جر دادن برای اکران فیلمی که اگر پانزده سال دیگر هم توقیف می‌ماند، واقعاً اتفاقی نمی‌افتاد! ببخشید که آخرش مجبور شدم با سانسورچی‌ها دست به یکی کنم!





لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

در میان کتاب‌ها

فرستاده شده توسط damoon در تاریخ تیر ۱۷, ۱۳۹۸ در یادداشت‌های متفرقه | بدون دیدگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *