خانه / فیلم و سریال / از میان فیلم‌ها، شماره‌ی سی

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی سی

  • بادال گوپتا (آمیتاب باچان): یه ضرب‌المثل هست که می‌گه: «کسی که فقط حقیقت رو می‌دونه احمقه. چون هیچ فرقی بین حقیقت و دروغ نیست.» من حقیقت رو می‌دونم اما می‌خوام قسمت دروغ رو هم بدونم.

«انتقام» ساخته‌ی سوجای گاش

***

  • کتی (پاتریشیا آرکوئت): شما چه کاره‌اید؟ تاجر خز؟
  • اد وود (جانی دپ): نه. نه. من توی کار سینمام. کارگردان، نویسنده، بازیگر و تهیه‌کننده‌م.
  • کتی: بی‌خیال! هیچکی از پس این همه کار برنمیاد.
  • اد وود: اوه چرا. اونا می‌تونن. دو نفر: من و اورسن ولز.

«اد وود» ساخته‌ی تیم برتون

***

  • ماری (پائولا بیر): کسایی که رها شدن هرگز فراموش نمی‌کنن. ولی این واقعیت نداره. اونا ترانه‌های غمناک و قشنگی دارن که در تنهایی خودشون زمزمه می‌کنن. حس دل‌سوزی و ترحم باهاشونه. اونایی که کسی رو ترک می‌کنن، تنهاترن. اونا ترانه‌ای برای زمزمه ندارن.

«ترانزیت» ساخته‌ی کریستین پتزولد

***

  • مسلم (تیموچین اسن): همه توی بهشت به دنیا می‌آن، ولی بعضیا توی جهنم بزرگ می‌شن؛ مث من.

«مسلم» ساخته‌ی جان الکای و کچه هاکان

***

  • قاضی دادگاه نظامی: پس تو به اتهامات اقرار می‌کنی؛ جعل هویت یه افسر، مدیریت کشتار در کمپ شماره‌ی ۲ و بالاخره دار زدن یه شهردار که پرچم سفید دستش بود.
  • هرولد (مکس هوباخر): «شلیک!» شلیک به یه شهردار که پرچم سفید دستش بود! پدرم همیشه می‌گفت اگر کاری کردی بعدش حداقل اقرار کن.

«کاپیتان» ساخته‌ی رابرت شونتکه

***

  • کیم (کانگ هو سونگ): آدما نباید نقشه بکشن. وقتی نقشه نمی‌کشی، اوضاع خراب نمی‌شه و اگه چیزی هم خراب شد، دیگه اصلاً مهم نیست.

«انگل» ساخته‌ی جون هو بونگ

***

  • صافینا (عالیا بهات): وقتی زندگی یه چیز خوب بهت می‌ده، خفه شو و بگیرش.

«گالی بوی» ساخته‌ی زویا اختر

***

  • مراد (رانویر سینگ): رویاهام رو فقط به خاطر این که به واقعیت نزدیک باشه عوض نمی‌کنم. خودِ واقعی‌م رو عوض می‌کنم تا به رویام برسم.

«گالی بوی» ساخته‌ی زویا اختر

***

  • مکس (واکین فونیکس): زندگی سه تا قانون داره تام ولز؛ اول این که همیشه یه طعمه یا قربانی وجود داره. دوم این که اون قربانی تو نباشی…
  • تام ولز (نیکلاس کیج): و سومی؟
  • مکس: سومی رو فراموش کردم.

«هشت میلی‌متری» ساخته‌ی جوئل شوماخر

***

  • آینان (آیوشمان کورانا): گاهی اوقات از خشونت‌های مداوم و آروم چشم‌پوشی می‌کنیم و بعدش بخشی از فرهنگ‌مون میشه. اون‌وقت دیگه اسمشو نمی‌ذاریم «خشونت»، بهش می‌گیم «قانون».

«ماده‌ی ۱۵» ساخته‌ی آنوبهاو سینها

***

  • مارتا (الیزابت تیلور): هی گنداب! هی گندابی!
  • جرج (ریچارد برتن): بله مارتا؟! می‌تونم کاری برات انجام بدم؟
  • مارتا: خب البته … می‌تونی سیگار منو روشن کنی اگه دلت می‌خواد.
  • جرج: نه حدودی هست … منظورم اینه که یک مرد مقدار کمی می‌تونه تحمل کنه که از پلکان تکامل پایینش بکشن ـ آقا متوجه هست چی می‌گم ـ … من هنوز دستتو در تاریکی می‌گیرم که از لولوخورخوره نترسی و هنوز بطری‌های مشروبتو نصف شب دور می‌ندازم که هیچ‌کس نبینه، ولی دیگه سیگارتو روشن نمی‌کنم و این به قول معروف، «اینه که هست».

«چه کسی از ویرجیانا وولف می‌ترسد؟» ساخته‌ی مایک نیکولز





لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

کوتاه درباره‌ی چند فیلم؛ شماره‌ی شصت و پنج

فرستاده شده توسط damoon در تاریخ مهر ۱۵, ۱۳۹۸ در یادداشت‌های کوتاه | بدون دیدگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *