خانه / فیلم و سریال / فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی بیست‌وسه

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی بیست‌وسه

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی بیست‌وسه
  • نام فیلم: سوءتفاهم
  • کارگردان: احمدرضا معتمدی
  • محصول ۱۳۹۶

عده‌ای اخاذی می‌کنند، همان‌ها مشغول تهیه‌ی فیلمی هم هستند و … راستش به هیچ عنوان ممکن نیست بفهمید داستان فیلم از چه قرار است. فیلسوف سینمای ایران، جناب معتمدی که حرف‌های زیادی در فلسفه برای گفتن دارند، متأسفانه در سینما کار را به جایی می‌رسانند که از نشستن به پای فیلم‌شان پشیمان شوید. فیلمی واقعاً بی‌سروته و بی‌معنی که امکان ندارید متوجه شوید کی به کیست. در این فیلم به شکلی جدی به این نکته خواهید رسید که سینما به‌شدت مورد سوءاستفاده واقع شده است.

برای خواندن یادداشت‌ فیلم‌های دیگر این کارگردان در «سینمای خانگی من»، نام دقیق او یا فیلم‌هایش را در کادر سمت چپ و بالا جستجو کنید. 

  • نام فیلم: پیک آپ(Pick-up)
  • کارگردان: برنارد هرشنسن
  • محصول ۱۹۷۵

جوانکی سوار بر ون، در بین راه دو دختر را سوار می‌کند و این آغاز گرفتاری‌هاست … راستش هر چه‌قدر سعی کردم بفهمم ماجرا چیست، نشد! گاهی بیماری «سیر و سلوک در فیلم‌های ناشناخته‌ی تاریخ سینما»، واقعاً نتیجه‌ای جز وقت‌گیری ندارد!

  • نام فیلم: تعطیلات (Holiday)
  • کارگردان: ایزابلا اکلوف
  • محصول ۲۰۱۸

ساشا به همراه دوستانش که در کار معاملات مواد مخدر هستند، به شهری ساحلی در ترکیه سفر می‌کند. او عاشق یکی از افراد گروه است که با او رفتار عجیبی را پیش گرفته اما کمی بعد دلبسته‌ی مردی هلندی می‌شود که در یک بستنی‌فروشی با او آشنا شده … فیلم نه تصویر واضح و درستی از اعضای این گروه نشان می‌دهد و نه موفق می‌شود رابطه‌ی ساشا با دو مرد را به تصویر بکشد. ایده‌ی نیم‌خطی، چنان بی‌جهت کش پیدا کرده که بعد از بیست دقیقه همه‌چیز خسته‌کننده می‌شود و تازه شانس می‌آوریم که مدت زمان فیلم هشتاد دقیقه بیش‌تر نیست. ندادن اطلاعات کافی درباره‌ی شخصیت‌ها، ربطی به مرموز بودن فیلم ندارد، بلکه ضعف در داستان‌پردازی را نشان می‌دهد و آخرش هم معلوم نیست قصد فیلم‌ساز از ساختن فیلم چه بوده.

  • نام فیلم: جزیره‌ی کوچک (The Isle)
  • کارگردان: متئو باتلر هارت
  • محصول ۲۰۱۸

سه دریانورد بر اثر غرق شدن کشتی‌شان به جزیره‌ای دورافتاده می‌رسند. در آن جزیره آدم‌های زیادی زندگی نمی‌کنند و همان‌ها هم رفتار مشکوکی از خود بروز می‌دهند که کم‌کم سه دریانورد را می‌ترساند … من در زندگی آدم‌های نچسب زیاد دیده‌ام، هم‌چنان که فیلم‌های نچسب. این یکی از آن فیلم‌های نچسبی‌ست که به هیچ شکلی نمی‌شود دوستش داشت. تازه بعد از پنجاه دقیقه و کلی صحنه‌های خسته‌کننده و کند و بی‌مزه، موضوع اصلی روشن می‌شود و در ادامه، با گره‌گشایی از داستان، در دل‌مان به سازندگان اثر بدوبیراه خواهیم گفت که‌ ای کاش اصلاً موضوع اصلی روشن نمی‌شد! آخر نچسب بودن و بی‌مزه بودن تا چه حد؟!

  • نام فیلم: خشم (Furie)
  • کارگردان: لی وان کیت
  • محصول ۲۰۱۹

مادری برای پیدا کردن دختر گمشده‌اش که به دست باند قاچاق کودکان افتاده، خودش را به آب و آتش می‌زند … یک ایده‌ی تکراری به همراه یک روند داستانی قابل پیش‌بینی و بدون خلاقیت (که حتی صحنه‌های رزمی‌اش هم نمی‌توانند کمکی به آن بکنند)، این فیلم جدید سینمای ناشناخته‌ی ویتنام را تبدیل به اثری ضعیف و بی‌کیفیت می‌کند که به‌سختی می‌شود تا پایان نگاهش کرد.

  • نام فیلم: روش (Cereyan)
  • کارگردان: مرت دیکمن
  • محصول ۲۰۱۷

آیلین که یک روانپزشک است، برای سر زدن به یکی از بیمارانش که قصد خودکشی دارد به خانه‌ی او می‌رود اما کم‌کم متوجه می‌شود مرد اجازه نمی‌دهد او از خانه خارج شود … فیلم با دو بازیگر پیش می‌رود و داستان تقریباً احمقانه‌ای دارد. مشکل این‌جاست که قدم اول در فیلم‌نامه، به‌شدت غیرقابل قبول و نپذیرفتنی‌ست؛ این‌که آیلین قبول می‌کند شب را در خانه‌ی یک مرد روانی سر کند. به چه جرأتی و چرا؟ مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود و در ادامه هم جز حرف‌های تکراری طرفین، هیچ چیز دیگری نمی‌شنویم و نمی‌بینیم و نتیجه‌اش می‌شود فیلمی خسته‌کننده و عذاب‌آور از سینمای خوب ترکیه که هیچ جذابیتی ندارد.

  • نام فیلم: صاریغ (Possum)
  • کارگردان: متئو هولنس
  • محصول ۲۰۱۸

فیلیپ می‌خواهد از دست عروسکی ترسناک خلاص شود اما نمی‌تواند … فیلم تنها دو بازیگر دارد و سعی می‌کند فضایی سوررئالیستی و ترسناک را القا کند. داستانی در کار نیست و همه چیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. از همان تیتراژ ابتدایی مشخص است که با فضایی خوفناک سروکار داریم که قرار نیست چیزی از آن سر در بیاوریم و این ماجرا دو لبه دارد؛ این‌که این سر در نیاوردن به دلیل ضعف فیلم است یا روشی‌ست عامدانه برای هر چه خوفناک‌تر کردن فضا؟ این جا نقطه‌ای‌ست که باید خیلی به آن دقت کرد.

  • نام فیلم: نکرومانتیک (Nekromantik )
  • کارگردان: جرج بوتگریت
  • محصول ۱۹۸۷

مردی که شغلش جمع کردن اجساد از خیابان است، یک روز برای تفریح، جسدی را به خانه می‌آورد و از آن به بعد، خودش و زنش مغازله با جسد را آغاز می‌کنند … ایده‌ی فیلم در نوع خودش بی‌سابقه است و دیگر کثیف‌تر از آن وجود ندارد! پرداختن به موضوع نکروفیلیا یا مُرده‌خواهی از آن داستان‌هایی‌ست که حتی در ممالک آزاد هم نمی‌توان به آن نزدیک شد. این فیلم سعی کرده نزدیک شود اما کارش بی‌ثمر است و جز تصاویری بی‌سروته و چندش‌آور، مثل کشتن و پوست کردن خرگوش زنده، چیز دیگری نصیب‌مان نمی‌شود.

  • نام فیلم: پسر دیگر خانواده‌ی سم (Another Son of Sam)
  • کارگردان: دیو آدامز
  • محصول ۱۹۷۷

یک قاتل روان‌پریش از آسایشگاه روانی فرار می‌کند و مرتکب چند قتل می‌شود. پلیس به دنبال او می‌افتد … تنها فیلم این نام ناآشنا که خودش هم همه‌کاره‌ی فیلمش بوده، اثری بی‌سروته است که پیداست کارگردان تمام سعی‌اش را کرده تا چیزی تعریف کند ولی نتوانسته. ثابت شدن‌های بی‌معنای تصویر، بازی‌های بد و قاتلی که جز نماهای نزدیک از چشم‌هایش چیزی از او نمی‌بینیم و دلیلش را هم نمی‌فهمیم، تمام زور فیلم‌سازی‌ست که سعی می‌کند به هر شکل ممکن، فیلمی بسازد اما نمی‌تواند و به این شکل دل آدم برایش می‌سوزد.


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

یادداشتی بر فیلم دختری با گوشواره مروارید

 عوامل کارگردان: پیتر وبر نویسنده: الویا هیترید؛ بر اساس رمان دختری با گوشواره مروارید نوشته …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *